نصب اپلیکیشن نوا

در کوچه‌ها پیچید بوی آشنایش

[ علی اکبر لطیفیان ]
    در کوچه‌ها پیچید بوی آشنایش

بوی غریبی نگاه ردّ پایش

 

در کوچه‌ای که جبرئیل عرش پیما

می‌آمد از آنجا صدای بال‌هایش

 

وقتی اذان می‌داد در محراب کوفه

بوی ولایت پخش می‌شد با صدایش

 

 در پیشواز غربت خود اشک می‌ریخت

از آسمان چشم‌های با خدایش

 

در مغرب این کوچه‌های ناهماهنگ

دیگر نمی‌بیند کسی را تا عشایش

 

بر خاک پای محمل فردای زینب

عرض ارادت می‌کند دست عبایش

 

پس کوچه‌های سنگریز متصل را

می‌رفت با دلواپسی تا انتهایش

 

دارالاماره بهترین جای تماشاست

به‌به به حسن انتخاب چشم‌هایش

 

تا که نماز شرعی خود را بخواند

باید بگردانند سمت کربلایش

   
  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل