نصب اپلیکیشن نوا

در خیمه بود دست پدر سوی آسمان

[ علی انسانی ]
در خیمه بود دست پدر سوی آسمان
ناگه ز رزمگاه صدای پسر شنید

تا آن نوا شنید ندانم چها گذشت
خواهر بدید رنگ برادر ز رخ پرید

برپُشت زین نشست و بدان سوی روی کرد
اما نَسیم وار، پی اش عمه می‌دوید

می خواست بلکه بار دگر زنده بیندش
«یارب مکن امید کسی را تو نا امید»

با زانو آمد و به سر جسم او نشست
او را به بر کشید و ز دل آه بر کشید

در شعله‌های آتش غم آه بر کشید
بر گوش آسمان ز زمین ناله اش رسید

می‌رفت تا پدر برود همره پسر
زینب اگر کنار برادر نمی رسید

تا در کنار جسم پسر جا پدر گرفت
در یک اُفُق قِرانِ مه و مِهر شد پدید

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل