نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
خواب دیدم رسیدی اما حیف حیف شد خواب بود و رویا حیف بغلت بودم و دلم خوش بود چقدر خوب بود بابا حیف دست روی سرم کشیدی و گل سر داشتم چه زیبا... حیف صورتم را چقدر بوسیدی هی صدایم زدی به نجوا حیف گوشواره به گوش من بود و دستت انگشتری دل آرا حیف شانه بر موی من زدی آرام داشتی با سرم مدارا حیف زخمی اصلاً نداشتم بر تن گل لبخند شد شکوفا حیف قد و بالات دیدنی تر بود اینقدر داشتی تماشا حیف خبری از سنان و زجر نبود اصلاً اینجا نبود دعوا حیف از خرابه نبود آثاری همه جا سبز بود اینجا حیف هم عمو بود هم علی اکبر عمه دیگر نبود تنها حیف کاش می شد سر بریده مرا ببری با خودت تو حالا حیف
هنوز نظری ثبت نشده