نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
خط به خط تشریح کردی عشق را در کربلا خطبه خواندی تا نماند کربلا در کربلا عطر یاس از چادرت میریخت هنگام وداع خواستی خالی نباشد جای مادر کربلا در دل گودال روی خون تیمم کردهای یک نمازت هم نشد اصلاً قضا در کربلا «هیبت فرعونیان را بشکن و اعجاز کن» حرفها گفتند با تو شعلهها در کربلا جسم تو محصور بین سلسله در راه شام روح تو مجروح بین بوریا در کربلا در زلال اشک تو نقش خدایی جاری است غیر زیبایی نمیبینی چرا در کربلا؟
هنوز نظری ثبت نشده