نصب اپلیکیشن نوا

خبر رسید به دریا خدا گوهر داده

[ رضا باقریان ]
خبر رسید به دریا خدا گوهر داده
به شاخ و برگ ولا باز برگ و بر داده

به خانواده‌ی زهرا اگر پسر داده
دعای نیمه شب مادری ثمر داده

پیامی از طرف حق ز آسمان آمد
دهید مژده ز ره صاحب الزمان آمد

رسید و نقل محافل شد و چه زیبا شد
دمید و با نفسش عاشقش مسیحا شد

همینکه غنچه‌ی لعلِ لبش شکوفا شد
میان سینه‌ی عاشق هم عشق پیدا شد

ندا رسید که لیلای عاشقان آمد
دهید مژده ز ره صاحب الزمان آمد

زَمامِ عالم امکان هماره در دستش
دل هزار پیمبر یکی یکی مستش

وجودِ کون و مکان بود و هست, از هستش
ندیده گشته ام بی اختیار پابستش

چکیده‌ی وجنات پیمبران آمد
دهید مژده ز ره صاحب الزمان آمد

ندیده هیچ کسی اینچنین دل آرایی
به این شگفتی و زیبایی و تماشایی

بهشت, مست, از این بوی یاس زهرایی
که هست این گل زهرا به این مصمایی

شکوفه‌های گل نرگس از جنان آمد
دهید مژده ز ره صاحب الزمان آمد

دخیل دامن این نازدانه جبرائیل
تکان دهنده‌ی این گاهواره میکائیل

اسیرِ خنده‌ی زیبای اوست اسرافیل
به دست اوست, اگر جان بگیرد عزرائیل

به روح مرده‌ی ما شاه انس و جان آمد
دهید مژده ز ره صاحب الزمان آمد

تمام ایل و تبارش یکی یکی لیلا
گرفته دست توسل به دامنش دریا

به اذن خالق مناّن ز عالم بالا
به پای بوسیش عیسی رسیده با موسی

که نور مطلق یزدان به ارمغان آمد
دهید مژده ز ره صاحب الزمان آمد

شنید عالم بالا تا صدایش را
فرشته آمد و بوسید دست و پایش را

گرفت حاتم طائی نخِ عبایش را
خود انتخاب نمود از ازل گدایش را

سحر شد و ز سما ماه جمکران آمد
دهید مژده ز ره صاحب الزمان آمد

تمامیِ سکناتس شبیه پیغمبر
نگاه نافذ او مثل ساقیِ کوثر

چه کوثری که خودِ اوست جلوه‌ی کوثر
و اولین سخنش بود ذکر یاحیدر

بشارت آمد و ماهی ز کهکشان آمد
دهید مژده ز ره صاحب الزمان آمد

نوشته نام علی را به روی بازویش
کشیده عرش برین را زمین, به ابرویش

عسل عسل چکد از کنج لعل دلجویش
به مصطفی و علی رفته خُلق نیکویش

به بی زبانیِ هر بی زبان, زبان آمد
دهید مژده ز ره صاحب الزمان آمد
  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل