نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
ترسم جزای قاتل او چون رقم زنند یک باره بر جریدۀ رحمت قلم زنند ترسم کزین گناه، شفیعان روز حشر دارند شرم کز گنه خلق دم زنند دست عتاب حق به در آید ز آستین چون اهل بیت دست در اهل ستم زنند آه از دمی که با کفن خون چکان ز خاک آل علی چو شعلۀ آتش علم زنند فریاد از آن زمان که جوانان اهل بیت گلگون کفن به عرصۀ محشر قدم زنند جمعی که زد به هم صفشان، شور کربلا در حشر صف زنان صف محشر به هم زنند از صاحب حرم چه توقع کنند باز آن ناکسان که تیغ به صید حرم زنند پس بر سنان کنند سری را که جبرئیل شوید غبار گیسویش از آب سلسبیل
هنوز نظری ثبت نشده