نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
با احتیاج آمده ام هیئت حسین اعجاز می کند بخدا محنت حسین سائل کجاست تا بدهد سلطنت به او اقبال کرده است به من دولت حسین آری نیاز من فقط ارباب با وفاست مثل غلام ترک کِشم منّت حسین آرامشم به سایه ای از خیمه اش رسد این گونه هر کسی نَبَرد لذّت حسین رنجورم و طبابت ارباب چاره ام غم می کشم که من نکشم حسرت حسین آتش ندیده ای که بدانی چه می کشم عاشق کُش است روز و شب غربت حسین عریان بدن به زیر سم اسب می رود شاید کمی تکان بخورد امّت حسین چون عقلها جواب خدا را نداده اند با عاطفه قیام کند نهضت حسین هل من معین سرود که لبّیک بشنود لبیک یا حسین همان نصرت حسین فرزند او صَلا به لثارات می زند پس خط اول است همین هیئت حسین نوکر اگر وفا نکند عهد خویش را بر می خوری به روحیة غیرت حسین سینه زدن بهانة سینه شکستن است یعنی که هست , هیئت او جنت حسین
هنوز نظری ثبت نشده