نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
ای ز داغ تو روان خون دل از دیدهی حور بی تو عالم همه ماتم کده تا نفخهی صور ز تماشای تجلاّی تو مدهوش کلیم ای سَرت سِرِّ انا اللّه و سنان نخلهی طور دیده ها گو همه دریا شو و دریا همه خون که پس ازقتل تو منسوخ شد آیین سرور شمع انجُم همه گو اشک عزا باش و بریز بهر ماتم زده کاشانه چه ظلمات و چه نور دیرِ ترسا و سَرِ سبط رسول مدنی آه اگر طعنه به قرآن زند انجیل و زبور تا جهان باشد و بوده است که داده است نشان میزبان خفته به کاخ اندر و مهمان به تنور سر بی تن که شنیده است به لب آیهی کهف یا که دیده است به مشکات تنور آیهی نور قدسیان سر به گریبان به حجاب ملکوت حوریان دست به گیسوی پریشان ز قصور غرق دریای تحیُّر ز لب خشک تو نوح دست حسرت به دل از صبر تو ایوب صبور مرتضی با دل افروخته لاحول کُنان مصطفی با جگر سوخته حیران و حصور کوفیان دست به تاراج حرم کرده دراز آهوان حرم از واهمه در شیون و شور انبیا محو تماشا و ملایک مبهوت شمر سرشار تمنا و تو سر گرم حضور
هنوز نظری ثبت نشده