نصب اپلیکیشن نوا

افتاده بود روی زمین و،کفن نداشت

[ سید هاشم وفایی ]
افتاده بود روی زمین و،کفن نداشت
آن یوسف شهید، به تن  پیرهن نداشت

پیکر بدون سر،به روی خاک مانده بود
سرروی نیزه بود واثر از بدن نداشت

غرق ستاره بودتن آسمان عشق
خورشیدهم فروغ چنین شب شکن نداشت

وقتی که عصرروز غریبی رسیده بود
عالم به قدر زینب کبری محن نداشت

گلبوسه دادچون به گلوی حسین خویش
آن قدرگریه کرد که تاب سخن نداشت

انگشتی ازاشاره به خاتم فتاده بود
ای کاش قتلگاه، دگراهرمن نداشت

بعداز سه روز ،آن گُل بی غسل وبی‌کفن
جز بوریا برای تن خود کفن نداشت

می‌رفت تاکه محوکند کاخ ظلم را
نیلوفری که فرصت پرپرشدن نداشت

غمنامه‌ای نوشت «وفایی»و می گریست
چون شمع چاره‌ای، به جزاز سوختن نداشت
  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل