نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده
از آسمان هفتم اگر سر بر آورم اعلام می کنم که فقط خاک این درم مهر تو بود شیرهی جان در وجود من از لحظهای که شیر به من داد مادرم با دشمن تو تا ابدالدهر دشمنم حتی اگر بود پدرم یا برادرم من از در سرای تو جایی نمی روم حتی اگر جواب کنی باز نوکرم تا زنده ام حسینیم و کربلاییم ارباب من حواله نده جای دیگرم گیرم که خاک پای مرا کیمیا کنند خاک درت اگر نشوم خاک بر سرم آدم مگر نه نام تو را برد و گریه کرد من نیز ارث از پدر خویش می برم از بس دلم به کرببلایت گرفته انس انگار هر شب از ضریح تو در برم هر روز دل مسافر گودال قتلگاه هر شب سرت به نیزه بود در برابرم با کثرت گناه خود اعلام می کنم من میثم پیمبر و آل پیمبرم
هنوز نظری ثبت نشده