آینه آینه آب است که افتاد، شکست
[ محمد رسولی ]- 2K
- 0
آینه آینه آب است که افتاد، شکست موج در حال شتاب است که افتاد، شکست این صدا چیست که از خیمه به صحرا پیچید دل یک خانه خراب است که افتاد، شکست چیست این سرخی از مشک تراویده به خاک لابد این جام شراب است که افتاد، شکست چیست این چیست که بر دیده گذارد ارباب لوح آیات کتاب است که افتاد، شکست بیخودی نیست که دستی به کمر دارد او چشم زیبای تو را بست، که افتاد، شکست این که بیآب شده، پاره شده، مشک که نیست شیشهی عمر رباب است که افتاد، شکست دختری آمد و پرسید علم کو بابا؟ پاسخش این دو جواب است که: افتاد! شکست!

هنوز نظری ثبت نشده