یه کم آهسته گل لیلا

یه کم آهسته گل لیلا

[ مازیار طاولی ]
یه کم آهسته گل لیلا 
درسته گفتم برو اما 
یه کم آهسته گل لیلا 

(میریزم اشکامو پشت پات 
بلادورباشه ازت بابا)2 

ای خدا جوی من ای اذان گوی من 
داری میری به میدون 
عمه اهی کشید خواهرت گریه کرد
خیمه هاشدپریشون 

تاسرت پای دینی دوست نداری بشینی
تاکه به زیرسم عصر روز دهم پیکرم رو ببینی

(علی اکبرای علی اکبر)2
(خمیده باجسم پاچیده )2 

یه بابای مات و خشکیده
آخه رسم تسلیت اینه به پیرداغ جوان دیده
پاش دیگه پانشد یکی پیدانشد بازوهاشوبگیره 
بی کسیشوکه دید زینب از راه رسید تاحسینش نمیره
آه پریشون خیمه ،وای چه گریون خیمه
 پاره های تنش داره باعبا برمی گردونه خیمه 

(علی اکبرای علی اکبر)3
(سرافتاده پیکرافتاده)2

علی نه یک لشکر افتاده 
به هرجاکه چشم میچرخونی 
یه تیکه ازاکبرافتاده
پخشی تو هر کجا عین قربونی ها 
هرکی یه تیکتو برد
پهلون جوون دیدنت بین خون 
جونموبه لب آورد
 
تیکه تیکه غمی تو 
میشمرم بازکمی تو
با تنه درهمت ارباً اربا
تر از سوره ی مریمی تو

نظرات