نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یا ثامن الائمه من از کثرت گناه بر بارگاه لطف تو آورده ام پناه چندان اسیر دست هوا و هوس شدم تا موی من سپید شد و روی من سیاه تا در جوار قرب تو یابم مگر که ره اینک ز ره رسیده پشیمان و عذرخواه قومی به اشتباه گَرَم نیک بشمرند چون نیستم نکو نشود بر من اشتباه ای آنکه از نگاه تو احیاست عالَمی باشد که بفکنی به من از مرحمت نگاه (سبزهی خط تو دیدیم و ز بستان بهشت به طلبکاری این مِهرگی آمده ایم آبرو میرود ای ابر خطاپوش ببار که به دیوان عمل نامه سیاه آمده ایم) خاکم به سر که طعن رقیبان کشد مرا گر خاکسار خویش نگیری ز گرد راه دنیاطلب نِیم که بخواهم ز حضرتت جاه و جلال دنیوی و بزم و دستگاه کوته نظر نِیم که کنم کیمیا طلب تا همچو دیگران دهیم زین نمد کلاه کالای معرفت ز تو دارم امید و بس بی معرفت چگونه شناسد گدا ز شاه دیده ای خواهم که باشد شه شناس تا شناسد شاه را در هر لباس آن معرفت که خوب تر از این شناسمت آن معرفت که پی برمت بر مقام و جاه با آنکه در طریقهی توحید و حکم شرع حاجت ز غیر حق طلیبدن بود گناه من غیر حق ندانمت ای منبع کرم وز حق جدا نخوانمت ای حجت اِله * هر تکّه ات در آیینه ای سیر میکند یعنی اگر که زائر مایی شکسته باش * میرسد نغمهی آن مادر عاشورایی زیر لب زمزمه دارد پسرم لالایی کمی آرام که صحرا پر گرگ است علی و خدای من و تو نیز بزرگ است علی کودک من به سلامت سفرت آهسته میروی زیر عبای پدرت آهسته پسرم میروی و من پر از واهمه ام بیشتر دل نگران پسر فاطمه ام پسرم شاد این قوم فراهم نشود تاری از موی حسین بن علی کم نشود تیر حس کردی اگر سوی پدر میآید کار از دست تو از حلق تو بر میآید خطری بود اگر چاره خودت پیدا کن قد بکش حنجره ات را سپر بابا کن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد