نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

یا اَظهَرُ الجَمیل یا ساقّیَ الکَفیل یابن مُظهر العجائب، به دست تو سلسبیل یا حامیَ الخُدور ربِّ ظِلِّ و الحُرور از چشم و نظر قد و قامت و جمالت همیشه دور ساقیِ باده، خَیرُ العباده اسم او نادِ لب خلیل الله ای جانم به این وجاهت، بهبه بهبه شمع شبستان، عطر گلستان، نعره مستان یاعباس نوای نجوای حقپرستان، باده به دستان یاعباس به پیش اسم تو هم که باشند و پهلوانان میمیرند به زیر دستت در این دبستان، رستم دستان میمیرند یا ابوفاضل، یا ابوفاضل... یا قاتِلُ القَبیل یابنَ الوالیَ الوَلی زهری از چشم عَدو چشم تو گرفت بیمعطلی یا فارِسُ الحِجاز ای مردِ حماسهساز همچون ضِیغَمَ المُهَمهَم به قلب این معرکه بتاز اسد الغالب، شهاب ثاقب اُمُّ المصائب میگه بهت ای مَه ای جانم به این رشادت، بهبه بهبه خروش میدان، سلسلهجنبان، شیر دلیران یاعباس معرکه گردان، قدرت یزدان، طنین طوفان یاعباس مَن مَنِ دشمن به محضرت میشود به مِن مِن مِن تبدیل یکّه و منّان، امیر و عدنان، شمشیر برّان یاعباس یا ابوفاضل، یا ابوفاضل...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد