تصویر حسین طاهری - گمان مدار که گفتم برو دل از تو بریدم

گمان مدار که گفتم برو دل از تو بریدم

[ حسین طاهری ]
گمان مدار که گفتم برو دل از تو بریدم
نفس شمرده زدم، همرهت پیاده دویدم

محاسنم به کف دست بود و اشک به چشمم
گهی به خاک فتادم، گهی ز جای پریدم

دلم به پیش تو جان در قفات دیده به قامت
خدای داند و دل شاهد است که من چه کشیدم

علی دو چشم خود بگشا و سؤال کن که بگویم
ز خیمه تا سر جسم تو، من چگونه رسیدم

نه تیغ شمر مرا می‌کشد نه نیزه‌ی خولی
زمانه کشت مرا لحظه‌ای که داغ تو دیدم

سزد به غربت من هر جوان و پیر بگرید
که شد به خون جوانم خضاب موی سفیدم

کنار کشته‌ی تو با خدا معامله کردم
نجات خلق جهان را به خون‌بهات خریدم

حسین...

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد