تصویر مازیار طاولی - گفتم که علی گفت بگو سر الله

گفتم که علی گفت بگو سر الله

[ مازیار طاولی ]
گفتم که علی، گفت: بگو سرّ الله
گفتم که علی، گفت: بگو عین الله

گفتم که به وصفش چه بگویم؟ 
گفتا: لا حَولِ وِ لا قُوَّة اِلّا بِالله

آخر کار شما شیعه کار و بلده
رمز پیروزی ما ذکر حیدر مدده

حیدر حیدر، حیدر حیدر

گر چه پر زخمیم ولی مرد نبردیم
دیدید که در معرکه‌ها معجزه کردیم

با لطف خدا و مدد حیدر کرّار
دنبال شکار کردن این سگ زردیم

لشکر حیدریون، نشود خلع سلاح
جنگ ما عزّت ماست، حیّ علَی الفلاح

هَیهات مِنّ الذلّة، هَيهات مِنّ الذلّة

باید به زباله‌دان دنیا بروید
دروازه‌ی آتش است هر جا بروید

از نیل تا فرات که خیلی راه است
خرچنگ شوید سوی دریا بروید

از همین فاصله هم گورتان را کندیم
ما به زودی در قدس قامت می‌بندیم

آخر کار شماست، شیعه کار و بلده
رمز پیروزی ما ذکر حیدر مدده

(حیدر حیدر، حیدر حیدر)۲

این کشور از این راه نخواهد ترسید
این ارتش و این سپاه نخواهد ترسید

از زوزه‌ی این شغال و از این سگ زرد
نسل اَسد الله نخواهد ترسید

باز هم وقت نبرد، وقت خیبر شده است
یا علی جان وقت کندن در شده است

(خیبر خیبر یا صهیون)۴

ای کشور رو سفید می‌سازیمت 
با جان و دل و امید می‌سازیمت

با اینکه پر از خون شهیدان شده‌ای
با غیرت هر شهید می‌سازیمت

پرچم سرخ حسین، بر سر ملّت ماست
ماندن و مردن ما مقصدش کرب و بلاست

(لبیک یا حسین، لبیک یا حسین)۴

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد