گریههای من، ای بغضِ تو صدای من چی شده عقب میفته کربلای من کی الان آقا زیر قُبّهست بجای من چی شده عقب میفته کربلای من ای سبوی من، اسمت شد آبروی من گریههامو دید تمثال روبهروی من من همه حرفام آخرش ختم میشه به تو حسین واسه دل پر از غمم آب رو آتیشه حسین از وقتی دیدم تو حرم طواف میدن تابوتا رو آرزو کردم بیاد تابوتِ من پیشت حسین آقا وقت مردنم بیا خیلی بیکَسَم حسین، خوب خودت میدونیا تو اون لحظه که همه میرن تو بیا کنار من ای رفیق سختیا بیا دردمو دوا بده گریهمو ببین دلت خواست یه کربلا بده من اینجا غریبهام، غریب تو دیار مادریم این گدا رو راه بده بیسرو سامونیمو گردن گرفت دستمو زیر همین پرچم گرفت یهتنه جورِ بدیهامو کشید تا شنیدم اسمشو گریهم گرفت حسین وااااای...