گریه زیاد کردم، روضه زیاد خوندم پشت سرت خیلی وَ اِن یَکاد خوندم وَ اِن يَكَادُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ، نیزه فرو شد به تنت و اِن يَكَادُ ٱلَّذِينَ كَفَرُواْ، چی بگم از این کفنت؟ یکی دَمِ مغرب موتو پریشان کرد با تنِ صد پارهات یه ختمِ قرآن کرد اونی که از گودال سرت رو بالا برد روی سرِ زینب صداشو بالا برد جلوی نامحرما معذبم من زینبم خواهرِ تو *** توی گودال چه خبره؟ ریختن رو سرت چند نفره این ساربان بالاخره انگشترت رو میبره ذبحو مگه بلده شمر؟ که رو سینهات اومده شمر تو موندی و قسمِ شمر زیر مشت و لگدِ شمر