نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

گرفت شانه به دست و کشید بر سرشان گلاب زد به سرِ گیسوی معطرشان لباس رزم ولی نَه کفن به تن پوشاند حنا کشید به دستانِ شیرپرورشان چقدر خوش قد و بالا چقدر حیدریاند قسم به شیرِ حلالی که داد مادرشان حضور پیرِ خرابات یادتان نرود قسم به مادر سادات یادتان نرود ***** به سمت گودال از خیمه دویدم من شمر جلوتر بود دیر رسیدم من سر تو دعوا بود ناله کشیدم من سر تورو بردن دیر رسیدم من یه گوشه گودال مادرو دیدم من که رفته بود از حال دیر رسیدم من
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد