تصویر مرتضی معیری - گِلِه از جوانی

گِلِه از جوانی

[ مرتضی معیری ]
غرق آهم، بی پناهم شده شام من سحر
می‌نشانم من جوانم، بسته ام بار سفر

تشنگی برده ز من توان و تاب
همه ی شمع وجودم شده آب

بسته شد در به روی من
کس نیاید به سوی من

من جوادالائمه‌ام

********************

از جوانی بی‌نصیبم، مادرم زهرا بیا
من غریبم، من غریبم، مادرم زهرا بیا

طایران سایه زنان صف زده اند
کنیزان در بر من کف زده اند

می‌رسد بوی مادرم
می‌روم سوی مادرم

من جوادالائمه‌ام

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد