
کنج خونه چرا، بدون سرصدا میزنه دست و پا، غریب سامرا خواهر داره میاد، بگید دیگه نخواد مرگشو از خدا، غریب سامرا امامی که حالا داره، تو خونهی خودش میمیره به یاد اون شبی که رفت، بزم شراب روضه میگیره خداروشکر اونجا دیگه، ناموسش و همراه نبردن حتی یکی از بچه هاش، سیلی و کَعبِ نی نخوردن (آقاجان بمیرم برات، آقا جان بمیرم برات...) ****** مثل رقیه با یه عده بیحیا بین بیابونا، غریبِ سامرا خاکیه پیرهنش، خرابه بردنش میون سائلا، غریب سامرا از مدینه تا سامرا رنج و عذاب زیاد کشیده خداروشکر دیگه تو راه بالای نیزه سر ندیده خداروشکر هیچ خبری از شمر و حرمله نبوده نه حنجرش زخمی شده، نه حتی دست و پاش کبوده (آقاجان بمیرم برات، آقا جان بمیرم برات...)