نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

ای داغ کشور دوست عشق سلیمانی از رفتنت خون جگرن ایران و ایرانی دنیا چی می فهمه سوزونده دلهارو نوشته های روی یک دیوار سیمانی چند وقته کارم شده میام و خط به خط این دیوار و می خونم دست خودم نیست هربار می بینم واژه به واژه خیس بارونم یکی نوشته خیلی دلتنگم بعد از تو انگار بی کس و کارم یکی نوشت دیر اومدم اما سید علی خیلی دوست دارم یکی نوشته باورش سخته تموم نمیشه اشک زاریمون قرار نبود آخرش این باشه قرار نبود تنها بزاریمون یکی نوشته کاش ببخشیمون از اینکه نشناختمت آشفتهم یکی نوشته سید حلالم کن پشت سر تو خیلی بد گفتم حرفاتو هیچ موقع نمیشنیدم خون تو اما سر به راهم کرد خیال میکردم تو پناگاهی رفتنت اما بیپناهم کرد دیدار به قیامت ای سرو همیشه راست قامت کاشکی با دعات عاقبتم شه ختم به شهادت از وقتی که رفتی از زندگی سیرم زنده م ولی هر لحظه از داغ تو می میرم آروم نمی گیرم هی روضه می خونم پاشو ببین آواره ی کوچه خیابونم خرابه حالم داغ یتیمی سنگینی می کنه رو سینم انقد بدم که امید ندارم بیام بهشت تورو ببینم حالا یه داغ مشترک داریم حالا همه هم رنگ و هم دردیم ببین به یاد آخرین لحظه ات مشت هامون و با هم گره کردیم رفتی ولی هنوز سرم بالاست چون زیر بیرق علمدارم نیستی ببینی که یه جور دیگه پرچم ایرانمو دوست دارم دیدار به قیامت ای سرو همیشه راست قامت کاشکی با دعات عاقبتم شه ختم به شهادت
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد