نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

در دلم پیدا عشق پنهانت جانِ من جانا بسته بر جانت عشق بین ما، ماجرا دارد تو پریشانم، من پریشانت به چشمان عاشقکُشت یارم هم گرفتارم، هم دچارم بر رویِ ماه تو تو لیلایی در نگاه من، قرصِ ماه من خشکِ مجنونم در نگاه تو بدون حضور تو، زمین بی پر و باله کجای جهانی تو، کجایی اَباصالح کجایی اَباصالح... **** منتظر هستم بر سر کویت بر مشامِ من هی رسد بویت قبل جان دادن رُخ نشانم دِه تا زنم بوسه بین اَبرویت مرا یک شبی دوری از دلبر میکشد آخر دل به این مُردن کِی شود راضی؟ بدان زندم رویِ تو بینم، با تو بنشینم تا غمم را از دل رها سازی ندیدم تو را آخر، که پر پر کنم لانه کجای جهانی تو، کجایی اَباصالح کجایی اَباصالح...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد