نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حاج محمدرضا طاهری - چون درختی که زدند ثمره‌ش می‌ریزد

چون درختی که زدند ثمره‌ش می‌ریزد

[ حاج محمدرضا طاهری ]
چون درختی که زدند و ثمرش می‌ریزد
پسری نیز به پای پدرش می‌ریزد

همه شیرینی بابا، به پسر داشتن است
تلخ اینجاست که دارد شکرش میریزد

آه از این دشت، پر از آکلةُ الاکباد است
لشکر هنده به دور جگرش میریزد

کس ندانست چه محکم به رویش تیغ زدند
آنقدر بود که حتی سپرش میریزد

حسین ...

پدر افتاد و به زانو زدنش خندیدند
طعنه چون بار به روی کمرش میریزد

بوسه‌ای گر نزند جان به لبش می‌رسد و
بوسه‌ای گر بزند هم جگرش می‌ریزد

دلم خواهد تو را در بر کشم اما از آن ترسم
اگر دستم رسد بر پیکرت پاشیده تر گردد

نیزه‌ای با لب و دندان علی لج کرده
لخته خون از دهنش دور و ورش میریزد

نیزه را گر نکشد راه نفس می‌گیرد
نیزه را گر بکشد نیز سرش میریزد

ببریدش ولی این جسم علی‌اکبر نیست
کمترش می‌رود و بیشترش میریزد

خیز از جا آبرویم را بخر
عمه را از بین نامحرم ببر

حسین..

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل