تصویر حاج محمود کریمی - چه شد که خشت روی خشت جیده شد کعبه

چه شد که خشت روی خشت جیده شد کعبه

[ حاج محمود کریمی ]
چه شد که خشت روی خشت چیده شد کعبه
برای چیست که این قد کشیده شد کعبه

مگر که ازدل این خانه می‌زند بیرون
که ناز مقدم او آفریده شد کعبه

چه قرن‌ها که فقط محض خاطر بت‌ها
به گوش مردم عامی شنیده شد کعبه

که آمد و چه شنید و چه گفت می‌دانی؟
که پیش چشمِ همه چاک دیده شد کعبه

شکافت و سرِ هم آمد و دوباره شکافت
که تا قیامِ قیامت پدیده شد کعبه

درخت بود و پر از میوه‌های کال اما
علی رسید و سه روزه رسیده شد کعبه

گشود چشم و زمین را پر از حلاوت کرد
به جای گریه دو سه آیه‌ای تلاوت کرد

سه روز بر درِ کعبه نظاره می‌کردند
دعا برای شکافی دوباره می‌کردند

مُنَجّمین همه مبهوت در پی چاره
توسلی به ضریح ستاره می‌کردند

دوباره ریخت به هم طرح کعبه و مردم
به سوی مادر و کودک اشاره می‌کردند

رسید ماه وزلیخائیان ز یوسف‌ها
به خانه هرچه که بود عکس، پاره می‌کردند

ز حکم خنده وَ یا گریه‌های کودکی‌اش
از آن به بعد همه استخاره می‌کردند

نمونه خط خدارا که دیده است کجاست؟
علی قشنگ‌ترین دست خطِ دستِ خداست

*****

که بود؟ آمد و رفت و کسی نفهمیدش
چه کرد او که بشر چون خدا پرستیدش

چه کرد وصله‌‌ی آن گیوه‌های پاره‌ی او
فلک ندید کسی را به گَردِ تقلیدش

خدا که گفت علی هست سوره اخلاص
خدا که گفت علی هست عین توحیدش

چو دید مزه او را کسی نمی‌فهمد
به شاخسار زمین دست برده و چیدش


خلاصه خسته شد از نور او دل خفاش
عطلَی الصباح پلیدی شکست خورشیدش

به آسمان نکند حذف شُهره آب‌تری
همین که هست زمین را ابوتراب‌ترین

*****

همه‌ی وجودم علیه
تار و پودم علیه
بود و نبودم علیه... 

هر قلب به سینه قبله‌گاهی دارد
هر قبله برای خود خدایی دارد

اما ز میان خانه فرمود خدا
ایوان نجف عجب صفایی دارد

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد