تصویر علی اکبر زادفرج - چه خوب شد که دوباره کبوترم بانو

چه خوب شد که دوباره کبوترم بانو

[ علی اکبر زادفرج ]
نشسته‌ام بنویسم حرم، حرم، بانو
چه خوب شد که دوباره کبوترم، بانو

نشسته‌ام بنویسم مرا به قم ببری
دو هفته‌ای شده اصلاً نمی­‌پرم، بانو

نشسته‌ام بنویسم مرا رها نکنی
که بی‌تو راه به جایی نمی­‌برم، بانو

مسیح نیز مریضی مرا علاج نکرد
ولی به لطف تو امروز بهترم، بانو

امام‌زاده‌ی موسَی‌ ابن جعفری، خانم
غلام­‌زاده‌ی موسَی ابن جعفرم، بانو

سلام بانوی خیرات، بانوی برکات
هزاربار بر این خیر مقدمت صلوات

برای آن‌که فدایت شوند سر دادند
برای آن‌که برایت شوند، پَر دادند

شفیعه‌ی همه، مدیون چادرت هستیم
به لطف توست به ما سایه‌ای اگر دادند

تمام حاجت خود را نوشتم و بعداً
حساب کردم و دیدم که بیشتر دادند

قدم گذاشتی و یک نفس زدی و سپس
به علم حوزه‌ی علمیه‌ها اثر دادند

چهار امام جلال تو را بیان کردند
چهار امام کمال تو را خبر دادند

چهار امام نوشتند احترام تو را
شکوه نام تو را، جلوه‌ی مقام تو را

******

کرامت هست آن‌جایی که سائل‌ می‌شود پیدا 
اگرچه دست و پا گم می‌شود، دل می‌شود پیدا 

گره از مشهد و قم وا نگشته برنخواهد گشت 
برادر، خواهری این‌گونه مشکل می‌شود پیدا

دل مشهد به لطف سایه‌ی خورشید مشهد گرم 
و قم هم‌شیره‌اش چون ماه کامل می‌شود پیدا 

دو دلبر از جناب حضرت موسَی ابن جعفر چون
حسین و زینبی حیدر شمایل می‌شود پیدا

بدون زهر هم معصومه‌ی دور از رضا می‌مُرد
مثالش زینب کبری، دلایل می‌شود پیدا 

(بگو چه کار کنم، تا که دست و پا نزنی
بگو چه کار کنم، آب را صدا نزنی) 
* * * *
کریمه، سفره‌ی نان را به دست تو دادند
همیشه روزی‌مان را به دست تو دادند

چگونه دل‌نگران قیامتم باشم
دل منِ نگران را به دست تو دادند

کلید قفل حرم را به دست ما دادند
کلید باغ جنان را به دست تو دادند

قلمروِ تو خلاصه نمی­‌شود در قم
همه زمین و زمان را به دست تو دادند

نجات مردم قم دست میرزای قمی‌ست
نجات هر دو جهان را به دست تو دادند

نگاه ما همه بر آفتاب محشر توست
دخیل ما همه بر رشته‌های معجر توست

بلند عرش خدا هم ردیف شانه‌ی تو
بهشت باغچه‌ای در حیاط خانه‌ی تو

قدم به سمت مدینه زدم نفهمیدم
چطور شد که رسیدم به آستانه‌ی تو

من و تو هر دو به دنبال یک هدف هستیم
تویی روانه‌ی مشهد، منم روانه‌ی تو

حریمت آینه، ایوانت آینه، آری
چقدر آینه در آینه‌ست خانه‌ی تو

شبیه فاطمه، همسایه آبرویش را
گرفته شب به شب از گریه‌ی شبانه‌ی تو

بخوان نماز شبت را که استفاده کنیم
و پخش کن رطبت را که استفاده کنیم

تو آن همیشه کرم، من همیشه نوکر تو
مرا بزرگ نوشته‌ست ذرّه‌پرور تو

کنیز بود اگر مادرت، کنیز تو بود
هزار حضرت مریم کنیز مادر تو

تو آن‌قدر عظمت داشتی که از مادر
فقط امام رضا می­‌شود برادر تو

و از میان پسرهای موسی جعفر
فقط امام رضا بود سایه‌ی سرِ تو

خدا کند که نگیرد به چوبِ ناقه سرت
خدا کند که نگیرد به سنگ معجر تو

خدا کند که در اینجا پرت به در نخورد
شبیه مادر زینب، سرت به در نخورد

******

دستت شکسته باد، که دندان او شکست
ای سنگ‌دل، تو سنگ به دُرّ گوهر مزن

این لب هزاربار مرا بوسه داده است
گر می‌زنی برابر دختر دگر مزن

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد