چنان زدند تو را تیغشان که نگو
امین قدیمپسندیدن27
بازدید8K
چنان زدند تو را تیغشان که نگو تو را زدند چنان که شدهست خون جاری چنان زدند تو را، بین دشت پاشیدی تو شیرخوارهی من هستی یا علَمداری؟! حرامیان همه دلسنگ مثل هم هستند به روی نیزه تو را دیدم از بغل بستند