چشم ها از خبر مشك تو چون دریا بود
سایر ذاکرینپسندیدن0
بازدید1.5K
چشم ها از خبر مشك تو چون دریا بود پدر از علقمه می آمد و قدّش تا بود انكسار غمت از صورت بابا می ریخت شور می زد دل و در چشم همه پیدا بود چون خودت خیمه ات از پا ز خجالت افتاد كودكان مشك به دست و عطشی بر پا بود دست هایت نه، ستون های دل عمه شكست بی تو ای خورده عمود آه، خوشی شد نابود