نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

پیش چشمان عدو جان عمو از فرس افتادم از سوی خیمه بیا خون خدا برس به فریادم ای نگاهت طبیب من ای عموی غریب من ببین به تاب و تبم، بیا که تشنهلبم چشمانتظارم من، بابا ندارم من زیر غمها شده بر سینة من آشنا چشم جان میدهم ای یوسف زهرا بیا گل گلستان حسنم توان نمانده در بدنم که دیده بگشایم
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد