نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

پیش دو چشم قاسم یوسف کم آورده از بیت مژگان صد غزل محتشم آورده رویش هزاران قل هو الله احد دارد نای نفختو از بَرَش مشتی دم آورده نامیه ازل قاسم مقصود عمل قاسم عمریه دخیلم بر دستان اَبَ القاسم شده رخ الله صورت قاسم مثل تیغ بُرّان غیرت قاسم یل یل یل ها میزنه زانو جلو قدم شاه حضرت قاسم پیش رکاب مرکبت ازرق زمین خورده لکنت زبانش آبرو هر چی یله برده خولی و شمرو حرمله دست بر دهان دارن لشگر بن سعد جلو قاسم کم آورده یکی نیست بگه آی ازرق باشه تو یل میدانی بابا این پسر شاهه زِ حسن تو چه میدانی میگه انا ابنُ آنکه به میدان زده پای اُشتر با تیغ بُران حالا میزنم سر از سر ازرق میگه حسن از عرش قاسمم ای جان
هنوز نظری ثبت نشده