نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

آقا پدر بزرگ گل آخرین تویی یعنی برای خواندن او بهترین تویی تا از قفس تمام جهان را رها کنی باید خودت برای ظهورش دعا کنی با یک دعای خود غم ما را مهار کن بایک دعای خود دل ما را بهار کن بی تو بهار قسمت مردم نمیشود هادی اگر تویی که کسی گم نمیشود هادی شدی که بر همگان سر شویم ما هادی شدی که از همه برتر شدیم ما هادی شدی که جلد غم سامرا شویم هادی شدی شما که کبوتر شویم ما گمراه شد هر آنکه از این طایفه جداست هادی شدی که پیرو حیدر شویم ما هادی شدی که در همه ی کوچه های شهر از بانیان روضه ی مادر شویم ما زخم زبان زدن به تو جور است دائماً وقتی که هم علی شدهای هم ابالحسن آه ای امام شاعر ما شاعران سلام ای چارمین علی گُل حیدر نشان سلام کفر است اگر به غیر شما رو زند کسی عشق است اگر کنار تو زانو زند کسی ******* ای سرو سربلند سحرهای سامرا باز است بر گدای تو درهای سامرا ما سائلیم و جای دگر سر نمیزنیم جز خانهی شما در دیگر نمیزنیم ما آب و نان به دست شما صرف کردهایم شاهان شما، تمامی ما نیز بَردهایم آقا تلاش کردم و این دل ادب نشد آمادهی رسیدن ماه رجب نشد باقی عمر را نگرانم چه میشود آماده نیستم رمضانم چه میشود ما را از آن دو چشم شریفت نگاه کن یا هادی الائمه مرا سر به راه کن
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد