پای درست علمامون می‌زنن زانو

پای درست علمامون می‌زنن زانو

[ ابوذر روحی ]
پای درست علمامون می‌زنن زانو
چه بزرگایی که صحنت رو زدن جارو
داره زندگی من می‌چرخه با لطفت 
ای به قربون کرامتت بشم بانو

این کویر خشک و زنده کردی با
لطف رو طراوت نم بارانت 
نمک زندگیم از آب صحنت
شیرینیِ زندگیم از سوهانت

مظهر ایمانه، تلالؤ قرآنه
سایه‌ی پرچم سبزش رو سر ایرانه و
خواهر سلطانه مثل مهِ تابانه
نوکریشو کن که این خانوم اهل جبرانه

(یا معصومه مدد)

من دلم می‌خواد برات بهجت و قاضی‌ شم
شامل کرامت و بنده‌نوازی شم
زندگیم کمه اگه برات بدم خانوم
اگه جونم رو بدم شاید که راضی شم

گلدسته‌های تو ستون عرشه
تو حرم بال ملائکه فرشه
سینه می‌زنم واسه‌ی تو خانوم
تا چشمام تو روضه واسه تو تر شه

خواهر دریایی، تو ثانیِ زهرایی 
ندیدم جایی بجز صحن شما زیبایی
تو پناه مایی‌ بی مَثل و یکتایی 
تو برای ما امید دنیا و عقبایی

(یا معصومه مدد)

نظرات