وقت دریا شدن و موسم باران شده است

وقت دریا شدن و موسم باران شده است

[ حاج محمد رستمی ]
وقت دریا شدن و موسم باران شده است
روضه‌ات شکر دوباره به من احسان شده است

هر کسی گریه کند روضه‌ی بی مثل تو را
هم نفس با نفس شاه خراسان شده است

من بمیرم که به جان دادن تو می‌خندند
اثر زهر به جسمت چو نمایان شده است

یک طرف زهر هلاهل طرفی هلهله‌ها
چقدر بر جگرت زخم، فراوان شده است

از غربت دور از وطنان هیچ غمی نیست
ای وای بر آن مرد که در خانه غریب است

خدا کند که کسی زخم از خودی نخورد
جواد آینه‌ی درد مجتبی شده بود

شبیه مار گزیده به خویش می‌پیچید
عطش چه کرد که فریاد بی‌صدا شده بود

ریان ابن شبیب جَدمونو غریب گیرآوردن
ریان ابن شبیب آبو واسه حبیب دیر آوردن

تو شیب گودال سرازیر شد حسین پیر شد
ته گودال زمین گیر شد حسین پیر شد

لااقل صیدتو رو به قبله کن شمر حوصله کن
شمر حوصله کن
اول بکش بعد هلهله کن

یک زن تنهام چطور شمرو ازت جدا کنم؟
پاشو اذان مغربه من به کی اقتدا کنم؟

حسین جانم
حسین جانم حسین جانم حسین جانم حسین جانم

نظرات