نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

وایِ من جوونیت رو ریختی زهرا پای من بین دیوار و در موندی جای من تو بری میخندن به اشکای من حال تو پریشونه، اینجوری نمیمونه خوب بشی میریم از این خونه درد ورم بازوت درد سینه و پهلوت درد منو بچههامونه نرو، میکشی حیدرو... **** عشق من چرا هرشب تو خواب گریونه حسن شنیدم دادی دست زینب کفن واسه کی با گریه دوختی پیرهن فکر تن عریانی فکر لب عطشانی فکر عقیق سلیمانی فکر گوش و گوشواره فکر تن صدپاره فکر پارههای قرآنی ببین حسینِ تشنه رو نرو میکشی حیدرو... حسین وااااای... **** غروب نزدیکه، قبول داری که، کجا گیر افتادی تَهِ گودال و تنت بی حال و پر از تیر افتادی من این بالا و تو اون زیر افتادی دستای زینب داره میلرزه چقدر این پیرهن مگه میارزه داری کم میشی لحظه به لحظه حسین واااای... ***** قبل مغرب بود، که سرو بردن آخرش هم انگشترو بردن یادگارای مادرو بردن حسین واااای....
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد