نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هیکل توحید آمد از خیامِ شَه برون حال عالم از جمال دلکِشش رُو بر جنون سر به سر عالم ز گیسوی خَمش در پیچ و تاب لعل لبهای علیاکبر به جانها چون شراب قامتش طوبی، لبش کوثر، دو چشمش سلسبیل زلف مشکینش صراط و خادم او جبرئیل قدّ او تکبیرة الاحرامِ داور در نماز در قیام و حمد و توحید و رکوعش غرقِ ناز بَه چه مویی، بَه چه بویی، بَه چه رویی دارد او بَه چه ماهی، بَه چه شاهی، پای تا سر بَه به او روح حق و جسم حق و دست حق و پای حق زلف حق و چشم حق و خال حق، همتای حق مثل حیدر در شجاعت، مثل احمد خُلق و خو احمد است او، حیدر است او، پای و تا سر مو به مو چهار رکن کعبه باشد چهار بند موی او یعنی حق را هر که خواهد پس ببیند روی او دورِ اکبر هرچه گردد، حاجی بیتالله است در طوافِ حُسن اکبر هر چه بود و هر چه هست
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد