نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هم مُحکم میزدن، هم چهل تایی باهم میزدن بمیرم مَحرمِ حیدرو، یه عِدِّه نامحرم میزدن وای از حالِ علی، زهرا میرفت دنبالِ علی غلافِ مُغَیره دستشو، جدا میکرد از علی غلافو میزدن، شبیه وحشیا خدایا قاتلای زهرا تو نبخشیا دستِ نامحرم روت بلند شده، الهی از قَدِت بمیرم اینا باهم زدنت، الان برم من یقهی کیو بگیرم ****** همش منو کشید، شبیه وحشیا همیش میگم عمو جونم، زجرو نبخشیا روسریم سوخته، اون موهای قدیم سوخته برا ما معجر، شد یک خیمهی نیم سوخته بیهوا میزد، حرفای ناروا میزد نمیفهمید که، این حرفو به کیا میزد
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد