نصب اپلیکیشن نوا
تصویر حاج علی کرمی - هر خیر که در حساب من موجود است

هر خیر که در حساب من موجود است

[ حاج علی کرمی ]
هر خیر که در حساب من موجود است
از جود جواد است که نامحدود است 

من دل به جواد بسته‌ام روز حساب
روزی که حساب‌ها همه مسدود است

*****

ای ز روی تو روی حق پیدا
آفتاب قدیمی دنیا

ای که دریاست پیش تو قطره
ای نمی از کرامتت دریا

ای به طفلی فقیر هر مرجع
ای امام تمام عالم‌ها

به گمانم که حضرت موسی 
نامتان را نوشته روی عصا

یا که اصلاً مسبح وقت شفا
می‌برد یا جواد نام تو را

این‌همه فضل و جود و احسان را
ارث بردی ز مادرت زهرا

با گدایی تو بزرگ شدیم
یا علی اکبر امام رضا

نسخه‌ی دیگر امام رضا
صاحب منبر امام رضا

لقبت می‌برد دل ما را
ای علی اکبر امام رضا

روز اول که یادمان کردند
ریزه‌خوار جوادمان کردند

******

نمیرم مثل گداها هر کُجا
رو نمی‌زنم به هیچ‌کس ابدا
شنیدم جواد به اون کسی میگن
که خودش می‌گرده دنبال گدا

******

باشد قرار ما سر میدان کاظمین
ای اولین زیارت ما بعد کربلا

*******

دینمو یقینمو ازت می‌خوام
مشهد و مدینه‌مو ازت می‌خوام

می‌دونم رومو زمین نمی‌زنی
رزق اربعینم‌و ازت می‌خوام 

گریه درمونمه پس گریه می‌خوام
تو مُحرم یه نفس گریه می‌خوام

همه‌ چی خلاصه میشه توی اشک
به داد چشام برس گریه می‌خوام

دوست دارم محرما گریه کنم
شبیه امام رضا گریه کنم

اگه قول بدی اشکمو زیاد کنی
من می‌خوام جای شما گریه کنم

******

خیلی شبیه مادر خود می‌خورد زمین
در پای او نمانده توان مثل مادرش

از جای تازیانه نه از غربت علی
دارد به دوش بار گران مثل مادرش

در بند وارثان سقیفه بعید نیست 
قدش شود به کوچه کمان مثل مادرش

******

یک روز اگر زمین نخورم شب نمی‌شود
نیرو ز دست داده‌ام و ناتوان شدم

گیرم وضو جبیره مقصر مغیره شد
بس ضربه زد به بازوی من ناتوان شدم

این روزها قیام و رکوعم شده یکی
مثل هلال ماه خمیده کمان شدم

من بازویم شکسته ولی کار می‌کند
حیدر ببیندم که دوباره جوان شدم

*****

راه اینگونه نرو ورنه علی می‌میرد 
پیش چشمان علی دست به دیوار نگیر

*****

از هلهله دلم کباب بود
تموم خواهشم یه ظرف آب بود

کاش تو وجود همسر من
یه ذره مهربونی رباب بود

درهای حجره رو‌ می‌بنده
خودش با طعنه‌هاش قبرمو‌ کنده

به حالت جون کندن من
جای گریه داره بلند می‌خنده

بعیده صدات به جایی برسه
بعیده کسی برا کمک بیاد

تو چیکار کردی که حتی ام فضل
از شنیدن صدات بدش میاد

جگرت سوخته ولی تکون‌نخور
اینجوری رو خاک دست و پا نزن

هم لبت کبوده هم پاره شده
یه لبت حسینه یه لبت حسن

این‌همه طعنه و دشنام شنیدی
به غرور فاطمی برنخوره

موقع کشوندنت رو پشت بام 
کاش سرت به لبه‌ی در نخوره

باز دم کفترای مدینه گرم
کربلا حتی کبوتر هم نداشت

باز خوبه به زیر سایه جون دادی
کسی زانوشو روی سینه‌ت نذاشت

از رو ذوالجناح که افتاد دویدم
من دیدم رو سینه‌اش نشیته بود

نیزه‌ها رو‌ نمی‌شد دربیارم
نیزه‌ها تو بدنش شکسته بود

جیگرش آتیش گرفت و آب می‌خواست
دیگه ناله‌هاش نمی‌رسید به گوش

شمرو دیدم عصبانی شده بود
چکمه را فشار میداد روی گلوش

******

می‌زدنش با سر صبر و حوصله
آقامونو کشتند تو چندتا مرحله

برای غارت لباس کهنه‌ش هم
رقابته بین سنان و حرمله

یکی سنان‌و از تنش جدا کنه
نمی‌تونه حسین من دعا کنه

نیزه‌ای که تو گلوشه‌ نمی‌ذاره 
که خوب حروف حلقی رو ادا کنه

خیلی جسارت شمر بر اربابمان کرد 
با چکمه پشتش را به سمت آسمان کرد

******

این بی کفن مادر نداره
غریب و بی کسه یاور نداره

یه پیرمرد تشنه دیگه
نیاز به این‌همه لشکر نداره

قبل از ورود شمر به گودال قتلگاه 
کار حسین را علی اکبر تمام کرد

******

دست و پا میزد علی جلو باباش
می‌خندید ابن سعد به اشک و ناله‌هاش

شد تن علی با نیزه مختصر

(پله پله زخم‌ها روی سر تو نقش بست)

(نامردها آقای ما را نهر کردند)

(آنقدر ضریه به در خورد که سر خورد به در)

نظرات

0 نظر ثبت شده

هنوز نظری ثبت نشده است

اولین نفری باشید که نظر می‌دهد

  • مداحی
  • منبر
  • قرآن
  • ذاکران
  • پروفایل