هجوم موج بلا رو به چشم خود دیدم

هجوم موج بلا رو به چشم خود دیدم

[ حاج محمد رستمی ]
هجوم موج بلا را به چشم خود دیدم
غروب کرب و بلا را به چشم خود دیدم

به سر زنان پی عمه به روی تل رفتم
ذبیح دشت منا را به چشم خود دیدم

میان آن همه نیزه به دست در گودال
سنان بی سر و ما را به چشم خود دیدم

به زور نیزه زره را ز تن درآوردند
مرمّل باالدما را به چشم خود دیدم

عمو که رفت روی حرمله وا شد
تمام واقعه‌ها را به چشم خود دیدم

میکشم تیر من از چشم تو برخیز و ببین
چقدر پای حرامی به حرم وا شده است

خیمه‌ی دختر من بی تو در امنیت نیست
سایه‌ی کعب نی حرمله پیدا شده است

قسمتی از سر تو ریخته بر شانه‌ی تو
وای بر من چقدر زخم سرت وا شده است

بابا داره برمی‌گرده تنها داره برمی‌گرده
انگار علی از تشییع زهرا داره برمی‌گرده

عمو عمو
روی لبای همه فریاده
رباب دم گهواره افتاده
برا اسارت شدن آماده ۲

نظرات