نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

هجران به سر آمد شب دیدار رسیده ای منتظران فرصت گفتار رسیده حالا که به بازار خریدار رسیده دل را به کف آرید که دلدار رسیده آمد گلی از نسل علی و پسرانش ای جان دو عالم به فدای پدرانش نور و مَلَک از عرش تماشاگر اویند ارواح مقدس همه دور و ور اویند هم خضر و هم عیسی به ادب محضر اویند سرتاسر دنیا همه زیر پر اویند نوری که به پا خواسته از سامره امشب وا میکند از کار دل ما گره امشب ما تشنگی خویش به دریا نفروشیم خاک در او را به گوهرها نفروشیم عطر نفسش را به مسیحا نفروشیم یک موی سرش را به دو دنیا نفروشیم این عشق عیان است نیازی به بیان نیست در طینت ما خصلت کوفی صفتان نیست شادن همه اهل زمین اهل سما هم لبخند نشسته است به لبهای خدا هم به به همه اسباب جنون هست امشب شب مخصوص زیارت شد و ما هم در آرزوی رفتن بین الحرمینیم یا رب سببی ساز که دلتنگ حسینیم آن گل که بود دیدهی نرگس نگرانش آن یوسف خوشنام که گم گشته به شانش آن را که زند نبض زمین با ضربانش یا رب برسانش برسانش برسانش روزی که سوی مکه سپاهی بکشاند وقتی رجزی مثل اباالفضل بخواند کافی است که شمشیر علی را بتکاند از دشمن حیدر احدی زنده نماند تاریخ نشان داده که در عالم ایجاد با آل علی هرکه در افتاد ور افتاد می آید و برپا کند اسلام علی را بالا ببرد یک نفری جام علی را در کل جهان زنده کند نام علی را بیچاره کند دشمن ناکام علی را آن روز همان روز بد قوم یهود است پایان بدی منتظر آل سعود است اهل عالم من بری از فتنه ام من ز طفلی اهل بیتی بوده ام شیر داده مادرم با شور و شین نام نوزادش نهاد عبدالحسین لقمهی ناپاک من ناخوردهام آب را با عشق زهرا خوردهام در جوانی پاک بودن این به جاست ورنه هر پیری پشیمان از خطاست من جوانم از جوانها سر ترم چون غلام سر به زیر حیدرم حیدر حیدر..
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد