نوحه وقتی که بخوانی پشت آن دَم می‌رسد

نوحه وقتی که بخوانی پشت آن دَم می‌رسد

[ حاج حسین سازور ]
نوحه وقتی که بخوانی پشت آن دَم می‌رسد 
دَم که راه افتاد، یک مرثیه پُر غم می‌رسد

هر کجا یاد تو باشم، کربلایم می‌شود 
هر زمان نام تو را بردم مُحرّم می‌رسد

صلّی الله علیک یا اباعبدالله...

مادرت با مشت وقتی که به روی سینه زد 
دوستانت دور هم هستند ماتم می‌رسد

مجلس روضه بنایش اشک بر لب‌های توست
می‌نشینی روبه‌رویم اشکِ نم‌نم می‌رسد

هم غنی و هم فقیر این‌جا، عزادار تواَند 
به تمام گریه‌کن‌ها لطفِ پرچم می‌رسد

کودک و پیر و جوان و مرد و زن این‌جا یکی‌ست
مشتری هم دارد، خریدت باز دَرهم می‌رسد
 
ناخدایی تو، ولی از تو خدایی دیده‌ام 
غرق وقتی می‌شوم، کِشتی به دادم می‌رسد
 
چکمه‌هایم را درآوردم، غلط کردم حسین
این شبِ توبه‌کنانِ توست حُرّ هم می‌رسد

حرف چکمه شد، ببین بند دل ما پاره شد 
این صدای پای گودال است، کم کم می‌رسد

فاطمه از حال رفته، شمر را بیرون کنید
دختر زهرا کتک می‌خورد، مریم می‌رسد

آسیه چشمان زهرا را ببندید آن طرف 
ساربان دارد به قصد شال و خاتم می‌رسد

بچه‌های زینب از خیمه پریشان آمدند 
تا که فهمیدند بر اَبروی تو خم می‌رسد

جانِ دایی، فکر خواهر زاده‌هایت را نکن 
التماس از خیمه‌ی زینب مرتّب می‌رسد

وقتی افتادند از خیمه نمی‌آید کسی
کوه به کوه نمی‌رسد، آدم به آدم می‌رسد

اربعین وقتی می‌آید سراغش را نگیر 
کاروانِ بی‌رقیه در دلِ غم می‌رسد

خوب شد که بچه‌هایم در اسارت نیستند
چون که از هر چهار سو شلّاقِ محکم می‌رسد

انقدَر زینب عوض شد شوهرش نشناختش 
ای برادر خواهرت اینقدر مبهم می‌رسد
****
نگاهت را به من بنداز آری خواهرت هستم 
فقط نه خواهرت، بلکه به جای مادرت هستم
تویی شمع و منم پروانه‌ای که بر سرت هستم 
میان خیمه‌ات ای یار، من سرلشکرت هستم 

غریبی می‌کنی با من، و یا قابل نمی‌دانی 
مرا و بچه‌هایم را چرا قابل نمی‌دانی؟

آخ ببینم چشم‌هایت را، الهی من فدای تو
فدای قدّ و بالایت، فدای اشک‌های تو
بیا منّت بنه در من که در کرب‌و‌بلای تو 
کنم شیرینیِ جانم فدای بچه‌های تو

پسرهایم، فدای تار موی اکبرت باشند 
سپر باشند، بهر شیرخواره‌ اصغرت باشند

به یادم هست گفتی تو تمام جانِ من هستی 
حسینِ دیگری بانو، تو آن پنهانِ من هستی
اگر دردی رسد بر من، شما درمان من هستی 
کلامت آیه‌ی وحی است، تو قرآنِ من هستی

چرا پس روی زینب را زمین انداختی آقا؟
اگر فکر منی، یعنی مرا نشناختی آقا!

خدا خود شاهد این است، من مشتاق و لبریزم 
که تقدیمت کنم این تحفه‌های هرچند ناچیزم 
اگر زردم، اگر خشکم، درختِ رو به پاییزم 
تمام زندگی‌ام را به پای تو می‌ریزم

به زینب نه نگو، جان یل اُمُّ‌البنین 
خدا را خوش نمی‌آید که زینب شرمگین باشد

امیری حسینُ و نعمَ الامیری...

پربازدید ترین زمزمه حاج حسین سازور محرم و صفر امام حسین (ع)

پربازدید ترین زمزمه محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین محرم و صفر امام حسین (ع)

محبوب ترین حاج حسین سازور

نظرات