نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نه مویی، نه دستی، نه پایی بابایی نداری واسه بوسه جایی بابایی تو هم که شبیه ماهایی بابایی چقدر دوتاییمون شبیه شدیم به خواهرت ما توی شعله تو کجا آتیش گرفت سرت با خیزرون یه نسبتی انگاری داره زخم هم لب تو سیاهه هم صورت دخترت حالا که پیش منی غمامو خاک میکنم خاکای صورتتو با گریه پاک میکنم (بابا بابا بابایی) همه تاولامو شمردم نبودی شب از ترس توی صحرا مُردم نبودی بجای غذا سیلی خوردم نبودی یه وقتی اومدی همه تنم کبود شده هرچی شده توی محلّهی یهود شده شکستگی دندههام ولم نمیکنه دندونامم یکی بود و یکی نبود شده ببخش که از بغلم میفته هی سر تو شکسته دست منم شبیه مادرِ تو (بابا بابا بابایی)
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد