نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نفس باد صبا مُشکفشان خواهد شد قلب بیجان جهان پُرهیجان خواهد شد با نسیم روحبخش صحن بینالحرمین عالَم پیر دگرباره جوان خواهد شد خوشا خوشا گریه با فاطمه در بزم عزا پَر بگشا رو به سمت آسمان کربلا هر کس که در غمش سوخت از این حلقه جدا نیست از بزم روضهی ما راهی تا کربلا نیست (اللهمّ الرزقنا کربلا)... **** خبرت هست که از دوریات آرامم نیست؟ طاقت داغِ فراق، این همه ایّامم نیست همزمان که غم دوران به دلم بنشیند به جز از بردن نام تو دلارامم نیست شها شها یک نگهی به دل مضطر ما نمیرود هوس زیارتت از سر ما لک زده این دل برای سحر کربُبلا سر از دامان لطفت تا محشر برندارم من جز آغوش امنت جای دیگر ندارم (اللهمّ الرزقنا کربلا)... **** من از آن روز که در بند تواَم آزادم بندهی عشقم و در هر دو جهان آبادم یا حسین و یا حسین و یا حسین ورد لبم چه کنم حرف دگر یاد نداد استادم دربهدرم، در رَه عشقِ تو خون شد جگرم در پی تو بهخدا از سر و جان میگذرم دغدغهام اربعین است و تمنّای حرم اندوهِ داغ دوری گشته خط جبینم از حالا نگران و مشتاق اربعینم (اللهمّ الرزقنا کربلا)...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد