
نظر نما که گرفتاریام زیاد شده ز دست تو طلب یاریام زیاد شده چهقدر واسطه گشتی، خدا مرا بخشید ببخش، توبهی تکراریام زیاد شده بزرگواری و نگذاشتی زمین بخورم به رحمت تو، بدهکاریام زیاد شده به چشم خَلق گناهست گریه کردن ما چه خوب شد که گنهکاریام زیاد شده ز درد روضه دگر نمیبرد خوابم شبیهِ فاطمه بیداریام زیاد شده صدای نالهی زهرا به گوش میآید دلم شکستنیست، زاریام زیاد شده قسم به غربت حیدر زدند زهرا را به این دلیل عزاداریام زیاد شده به فضه گفت: دعا کن دگر بمیرم من که زحمت منو بیماریام زیاد شده به هیچ مرحمی این زخم هم نمیآید هزینههای نگهداریام زیاد شده فضه حلال کن چهقدَر خون پیرُهن شستی ملافههای پرستاریام زیاد شده * * * * ناراحتم که گریهی بسیار کردم با سرفهام همسایه را بیدار کردم هر چند این مَردُم دل من را شکستند من بهرشان هر روز استغفار کردم در خانهی من، خون من مانده به دیوار خیلی گلایه از در و دیوار کردم یادم نرفته نانجیبی پشت در بود من تا پشیمانش کنم، اصرار کردم جوری به در زد استخوانهایم صدا کرد با چهل نفر زیر لگد پیکار کردم جان علی بادا سلامت، جان من هیچ هر کار کردم من به عشق یار کردم * * * * روزگار علی و سیاه نکن بچههاتو دیگه بیپناه نکن فاطمه خدا نخواست مادر بشی اینجوری میخ در و نگاه نکن خونه رو غرق عزا نکن، نرو خون به قلب بچهها نکن، نرو بچههای قد و نیمقد و ببین منو دستتنها رها نکن، نرو خونهمون و رُو سرم خراب نکن سلام علی رو بیجواب نکن زیر لب این همه لالایی نخون بسه زهرا دلمون و آب نکن چه کسایی زخم تو نمک زدن؟ تو رو به بهونهی فدک زدن بگو به شیعهها همه گریه کنید تُو محله زنم رو کتک زدن ساحل خونه رو جزر و مد زده آخه کی به همسرم لگد زده؟ سی، چهل نفر تو رو کتک زدن هم بلد زده، هم نابلد زده * * * * چی شده گرفته دل آسمون؟ صدای علمدار نمیاد چرا؟ آبروی سقا داره میریزه رُو زمین فَوَقَفَ العباس مُتَحَیِّرا حیرونه امید ناامیدا سرگردونه هنوز یه ذره آب تُو مشک مونده کاش یکی باشه مشک و برگردونه لحظههای سختی شده برای اباالفضل بِین هلهله گم شده صدای اباالفضل سهشعبه کجا با چشای اباالفضل؟ سقای دشت کربلا (اباالفضل)٣ دستش شده از تن جدا (اباالفضل)٣