نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

(نزدیکِ وقت سحر و، وقتِ اذونه اما دلم از دمِ مغرب نگرونه میشه نری به مسجد و بمونی خونه)۲ کاش که میشد امشب، هرجا میری با تو، بودم همراه هربار نگاه کردی، به آسمون گفتی، اناللّله (جونِ دخترت زودی بیا چشم به راهتم برگردیا)... **** (چرا به خون نشسته آسمون خدایا)۲ (صدای قدقُتل میاد از آسمونا چه خاکی شد بر سر ما، بر سرِ دنیا)۲ (وقت نمازِ صبح، محراب و سجاده شد قربانگاه ای مردم دنیا، بابامو کشتن، اناللّله)۲ ذکر رو لب ارض و سما یا اباالحسن، یا مرتضی...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد