نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

نامم همیشه داشت ز غم استعارهای در آسمان کوفه ندارم ستاره ای من زنده ی نگاه تو بودم تمام عمر جان می دهم به شوق نگاه دوباره ای لبخند میزنم که شهید تو می شوم احساس می کنم که تو گرم نظاره ای بیچاره ی تو هستم آری هزار شکر بهتر همان که نیست مرا راه چارهای من کشته مرده ی تو ام ای کشته ی خدا سیلی نیاز نیست بفرما اشاره ای فریاد میزنم که امیرم حسین بود فریاد می کشم سر دار العماره ای بعد از شهادتت ای خلیل من تکفیر می شوم ز سر هر مناره ای دنیا برای مسلم تو واژگونه است از بی کسی دخیل شدم بر قناره ای از ظالمی شنیدم که اینجا وعده داد یک شب برای دختر خود گوشواره ای انگشتری که جای خود، این خلق می برد حتی طمع به پیراهن پاره پارهای پرهیز ز کوفه عزیز دلم که نیست در کار خیر هیچ حاجت استخارهای
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد