میگن که بهشت تازیونه دیگه نداره
سعید کرمعلیپسندیدن5
بازدید1000+
میگن که بهشت، تازیونه دیگه نداره بعدِ تو دیگه عمّه یه روز خوش نداره راحت شدی از حرمله و از سیلیِ زجر واست عموجون، گوشواره باز میاره بدرود عزیزم، گل نیلی و کبودم رفتی رقیه، مثل مادر تو عزیزم آخه چهجوری روی تنت خاک بریزم؟ زخمات دیگه خوب میشه گلم، زخماتو قربون از من یه سلامی برسون تو به عموجون خوشغیرتِ من، جات خالی بود بزم حرامی از نیزه دیدی من بودم و خبر داری مرا بازار بردند؟ اصلا بهتر که تو رفتی، اصلا بهتر که تو نیستی اصلا بهتر نمیتونی که روی نیزه تو ببینی میخوای چیو ببینی، بازار بردنمو؟ میخوای چیو ببینی، کتک خوردنمو؟