نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

میشویمت که آب شوم در عزایِ تو یا خویش را به خاک سپارم به جای تو قسمت نبود نیتِ گهواره ساختن تابوت شد تمامیِ چوبش برای تو گر وا نمیشدند گرههای این کفن دق مرگ میشدند ز غم بچههای تو خون جایِ آب میچکد از سنگِ غسل تو خون میچکد که زنده کند ماجرای تو در بود و شعله بود و در افتاد روی تو گم شد میانِ خندهی مردم، صدای تو در بود و شعله بود و از آن در عبور کرد هرکس که بود نیمه شبی در دعای تو
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد