
امام رضا، امام رضا، امام رضا، امام رضا میزنم مشت به در مثل گدایان سمج آمدم این دل شب آبرویم را بخرند امام رضا، امام رضا، امام رضا، امام رضا صفت بارز آقای من این شد که هنوز نه بلد نیست بگوید به گدایان حرم امام رضا، امام رضا، امام رضا، امام رضا من که کبوتر دلم، انس گرفته با رضا میشنوم زقدسیان زمزمهی رضا، رضا امام رضا، امام رضا، امام رضا، امام رضا من به بهای هستیم، مهر تو را خریدهام نیست به جز ولای تو، مشی و مرام و ایده ام مباد و سازد از درت خدا مرا جدا رضا امام رضا، امام رضا، امام رضا، امام رضا پناه ماسوا تویی، که در پناهت آمدم نیازمندم وگدا، بر سر راهت آمدم من که به بوی مغفرت به بارگاهت آمدم شبی که سرزد از افق، جمال ماهت آمدم اگر ز در برانیم کجا روم کجا رضا امام رضا، امام رضا، امام رضا، امام رضا اگر مرا ز قید غم رها کنی چه می شود؟ اگر نگاه مرحمت به کم کنی چه می شود؟ نظر به این کبوتر حرم کنی چه می شود؟ جواز کربلا به ما کرم کنی چه می شود؟ امام رضا، امام رضا، امام رضا، امام رضا به پیشگاه قدس تو، اگرچه دست خالیم اگرچه کس نمیخورد، غم شکسته بالیم اگر چه اشک من بود، گواه خسته حالیم ولی به جان فاطمه محبّم و موالیم خوشم که دارم از جهان ولایت تو را رضا امام رضا، امام رضا، امام رضا، امام رضا امام رضا، امام رضا، امام رضا، امام رضا