نظرات
0هنوز نظری ثبت نشده

موعد دیدار تو راحت نمیآید به دست طینت پاکیزه با غفلت نمیآید به دست شد شب جمعه همه درهای رحمت باز شد درک امشب بی گمان راحت نمیآید به دست نوبتی هم باشه اینک نوبت زاری ماست رستگاری خارج از نوبت نمیآید به دست هرچه به من میدهند از باب خلوت میدهند چیزی قابل داری از جلوت نمیآید به دست بی گمان نابرده رنج از گنجها بی بهره اند روضهی رضوان که بی زحمت نمیآید به دست هرکه باتقوا شود نزدت گرامی میشود تا نباشم بنده شانیت نمیآید به دست شکر نعمت نعمتم افزون کند با این حساب تا نباشد سجده ای نعمت نمیآید به دست هرچه فرصت داشتم با دست خود سوزاندهام مهلتی دیگر از این بابت نمیآید به دست گریه غسل توبهی هر دیدهی آلوده است تر نشد چشمی اگر عفّت نمیآید به دست نوکران مرتضی مثل خودش باغیرتند بی ولای مرتضی غیرت نمیآید به دست از ازل روزی رسانم حیدر است و رزق من بی نگاه ویژهی حضرت نمیآید به دست امشب هوای تو ( به سرم افتاده)۳ بالای فضای تو( به پرم افتاده)۲ ای مولی الموالی، مولی الموالی۳ گنبد طلای تو شده کعبهی دل پایین پای تو شده قبّهی دل در وادی نجف گذرم افتاده امشب هوای تو به سرم افتاده ای مولی الموالی، مولی الموالی۳ مائیم و بعثت مدد تو حیدر شور و نوای تو به حرم افتاده با تیغ ذوالفقار سوی فتح خیبر شور و نوای تو به حرم افتاده امشب هوای تو به سرم افتاده با روضهی حسین به نوای جانسوز ایرانی فاطمی همه جاست پیروز پرچم به دست پر اثرم افتاده امشب هوای تو به سرم افتاده در وادی نجف گذرم افتاده آه از دل پر از غم مادر تو افتاده دست شمر ز قفا سر تو تا سایهی غمت ز سرم افتاده سوز غم تو بر جگرم افتاده ای مظلوم حسین من
هنوز نظری ثبت نشده