نظرات
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد

منم و حاجت و آقا بابَ الحوائج، یا بابَ الحوائج همهی دلخوشیِ ما بابَ الحوائج، یا بابَ الحوائج به خدا قبلهی دلها بابَ الحوائج، یا بابَ الحوائج جهان را، بیکران را، جنّ و انسان را دعا کردی زمین و آسمان را، ابر و باران را دعا کردی تمام مردم ایران سرِ خان شما هستند تمام شهرهای خاک ایران را دعا کردی آهِ قلب مضطر، یا موسَی ابنِ جعفر ای امّید آخر، یا موسَی ابنِ جعفر یا موسَی ابنِ جعفر ... هدف ظلم و ستمها بابَ الحوائج، یا بابَ الحوائج که شده ز خسته ز دنیا بابَ الحوائج، یا بابَ الحوائج شده مجروح سراپا بابَ الحوائج، یا بابَ الحوائج غمی ویرانتر از بغض گلو افتاده در جانت تو کوه صبری اما این همه غم کرده ویرانت دلت آشفتهتر از تشنهکامیهای عاشورا عطش پشت عطش میریزد از لبهای عطشانت ای زخمی کبوتر، یا موسَی ابنِ جعفر زخمی مثل مادر، یا موسَی ابنِ جعفر آهِ قلب مضطر، یا موسَی ابنِ جعفر ای امّید آخر، یا موسَی ابنِ جعفر یا موسَی ابنِ جعفر ... دل خون، چشم تو دریا بابَ الحوائج، یا بابَ الحوائج روضهخوانی شده بر پا بابَ الحوائج، یا بابَ الحوائج روضهی دختر و بابا بابَ الحوائج، یا بابَ الحوائج اگر خواهی پدر بینی وفای دختر خود را نگَه کن زیر پای اسب و بالا کن سر خود را اگر نازی کند دختر، خریدارش پدر باشد بزرگی کن، ببوس این دختر کوچکتر خود را ز دورا دور میدیدم گلویت عمه میبوسید مگر آماده کردی بهر خنجر حنجر خود را کنار گاهواره رفتم و دیدم که اصغر نیست چرا با خود نیاوردی؟ چه کردی اصغر خود را؟ ای تنهای عطشان، ای مظلوم حسین جان ای قاریِ قرآن، ای مظلوم حسین جان ای مظلوم حسین جان ...
0 نظر ثبت شده
هنوز نظری ثبت نشده است
اولین نفری باشید که نظر میدهد